محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

57

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

( و أما ما سألت من دفع قتلة عثمان اليك ، فأنى نظرت فى هذا الأمر . . . ) معاويه به ولايت و فرمانروايى امام عليه السّلام بر مسلمانان اقرار نمىكرد ؛ ولى وى را به رسيدگى به دادخواهى و شكايت‌هاى مردم و مجازات ستمگران ملزم مىدانست و اين مانند آن است كه به خرد و دانش شخصى ايمان نداشته باشى و در عين حال او را به آموزش مردم ملزم كنى ! . . . امام عليه السّلام در برخى از نامه‌هايش به معاويه از اين اختلاف و تناقض ياد كرد و فرمود : « معاويه ! تو درباره كشندگان عثمان بسيار به زياده سخن گفتى ، همان‌گونه كه مردم با من بيعت كردند تو نيز بيعت كن ، آن‌گاه از كشندگان عثمان نزد من شكايت كن ، و من ( قرآن را داور قرار مىدهم ) ولى آن‌چه تو مىخواهى همانند فريب كودك به هنگام بريدن او از شير است . » « 1 » توده مسلمانان به دليل برخى از كارهاى ناشايست عثمان از وى كينه به دل داشتند و پس از اخطار به او و پافشارىهاى وى بر كارهاى ناشايستش او را كشتند و به قتل او دست زدند . آيا مىتوان يك ملت را بازخواست و مجازات كرد ؟ معاويه از اين مطلب آگاه بود ؛ اما به خويشتن دروغ گفت . . . به هر رو در صورت پافشارى معاويه بر خواسته گمراه خود بر او يورش آورده و او را از پاى درمىآوردند ؛ همان مردمى كه مجازات آنها را خواستار بود .

--> ( 1 ) . نهج البلاغه : نامه 64 .